هنر
پرسشگری سقراطی برای متفکران انتقادی مهم است زیرا هنر پرسشگری برای تعالی
اندیشه، جایگاه خاصی دارد. پرسشگری سقراطی یعنی پرسشگری هدفمند، عمیق و
علاقه مند به ارزیابی جواب ها
بین
تفکر انتقادی و پرسشگری سقراطی، ارتباط ویژه ای است زیرا هر دو دارای یک
نتیجه نهایی هستند. تفکر انتقادی منجر به نگاه همه جانبه به عملکرد تفکر می
شود و پرسشگری سقراطی با ایجاد پرسش های اساسی، کیفیت این نگاه همه جانبه
را می افزاید
هدف
تفکر انتقادی ایجاد یک نظم در اندیشیدن همچنین مشاهده، ارزیابی و بازسازی
اندیشه، احساس و اعمال است. با پرسشگری سقراطی، تفکر انتقادی مستحکم می شود
اصول پرسشگری سقراطی
1- به جواب هر پرسشی که می رسید، آن را با یک پرسش دیگر امتداد و توسعه دهید
2- تا آنجا که ممکن است سعی کنید مفهوم جواب را بیشتر درک کنید
3- هر اندیشه، در زمانی معنا دارد که در یک شبکه با دیگر اندیشه ها باشد. از طریق پرسشگری، سعی کنید این شبکه را بشناسید
بنیان پرسش، مواجهه با جهان است؛ چه جهان طبیعی و چه جامعة انسانی. هر مواجهة پرسش برانگیز، مواجههای نو است. مواجهة نو یا «برانگیزنده حیرت» میشود یا «محرک تردید». حیرتِ به پرسش درآمده، موجب بصیرت می شود؛ اما حیرت زمانی که به پرسش درنیاید یعنی از طریق پرسش نفی نشود، به جهل و لاابالی گری فکری میانجامد. تردید را میتوان تاثیر ذهنی و احساسیِ پاسخِ به بن بست رسیده، دانست. انسان با پرسشگری و پاسخی که به پرسش خود میدهد، با جهان و با خود، یگانه میشود.
موانع پرسشگری:
1. پرسشگری در حوزة اجتماعی و سیاسی به نوعی تقلای ذهنیِ انسان برای نظارت برجهان و جامعة انسانی است و حکومت استبدادی به عنوان حاکمیت خودکامگی، با هرنوع نظارتی از سوی مردم در تضاد است. استبداد به نوعی «حکومت مطلقه» است. هرنوع قایل شدن به امکان تردید، یعنی امکان زندگی کردن در قلمرو نسبیت، که سبب می شود در مطلق بودن استبداد هم تردید به وجود بیاید. انسان در جهان ناپرسیدة سیاست، غربیه و بی پناه است. فرصتی برای هضم مفاهیم نو نمییابد و به طبع، قوت پاسخگویی صحیح به رویدادهای جدید را ندارد. به قول «مونتسکیو»:
انسان در حکومت مستبد «هیچ است» !!!.
حدیث مشهور «علاج دانایی پرسش است »جای بسی تأمل دارد.واژه ی «علاج»دراین حدیث به معنای راه چاره است.بدین مفهوم که چاره ی دانایی پرسش است.باید«پرسید»تابه کامروایی «دانستن» رسید.بنابر این باید بگوییم علاج یابه قول امروزی راهکاررسیدن به قله ی دانش تحقیق وپژوهش است،هرچند پرسش خودپلهی اول هر تحقیق وپژوهش است.
امام محمد باقر (ع) می فرمایند: « الا ان السؤال مفتاح العلم »
وپیامبر عزیز اسلام (ص)می فرمایند:« دانش خزینه هایی داردکه پرسش کلیدشان می باشد.پس بپرسید تاخدابرشما رحمت کند؛زیرااوچهارکس رادراین باره پاداش می دهد؛پرسشگر،آموزگار،شنونده ودوستدارآنها»
دراین این روایت آن چه زیادجلب توجه می کند درکنار هم نهاده شدن شأن پرسشگر با معلم ومتعلم است؛گویی خداوند کریم دومرتبه برای آموزنده ی علم ودانش رحمت میفرستد یکی به خاطر شأن شاگردبودن ودیگری به خاطر شأن پرسش داشتن،وروشن است که این جامهم ترین وبرجسته ترین خصوصیت یک طالب دانش راسؤال داشتن می دانند.
در جای دیگری پیامبرگرامی اسلام پرسیدن همراه با تدبیر واندیشه را نیمی ازعلم معرفی می کنند.« رعایت اعتدال وتوازن درهزینه ی زندگی ومصرف سرمایه ی مالی درطریق تأمین حوائج روزمره نیمی از ضروریات زندگی را ضمانت می کندواظهارمحبت به مردم نیمی از عقل واندیشه وخرد انسان راتشکیل می دهد وسؤال کردنی که بالطف واندیشه توأم باشدنیمی ازعلم ودانش انسان راسامان می بخشد.»