هنر
پرسشگری سقراطی برای متفکران انتقادی مهم است زیرا هنر پرسشگری برای تعالی
اندیشه، جایگاه خاصی دارد. پرسشگری سقراطی یعنی پرسشگری هدفمند، عمیق و
علاقه مند به ارزیابی جواب ها
بین
تفکر انتقادی و پرسشگری سقراطی، ارتباط ویژه ای است زیرا هر دو دارای یک
نتیجه نهایی هستند. تفکر انتقادی منجر به نگاه همه جانبه به عملکرد تفکر می
شود و پرسشگری سقراطی با ایجاد پرسش های اساسی، کیفیت این نگاه همه جانبه
را می افزاید
هدف
تفکر انتقادی ایجاد یک نظم در اندیشیدن همچنین مشاهده، ارزیابی و بازسازی
اندیشه، احساس و اعمال است. با پرسشگری سقراطی، تفکر انتقادی مستحکم می شود
اصول پرسشگری سقراطی
1- به جواب هر پرسشی که می رسید، آن را با یک پرسش دیگر امتداد و توسعه دهید
2- تا آنجا که ممکن است سعی کنید مفهوم جواب را بیشتر درک کنید
3- هر اندیشه، در زمانی معنا دارد که در یک شبکه با دیگر اندیشه ها باشد. از طریق پرسشگری، سعی کنید این شبکه را بشناسید
4-
هر تفکری، انعکاس یک قصد است. برای فهم یک اندیشه باید قصد که سرمنشا آن
اندیشه است باید شناخته شود : قصدم از تفکر در این باره چیست؟
5-
هر تفکری، بر اساس اطلاعاتی صورت می گیرد. شما نمی توانید معنی اندیشه تان
را بفهمید تا زمانی که معنی و مفهوم این اطلاعاتی که منجر به تفکر شما شده
است را بیابید : اطلاعات اولیه کدام بوده است؟ چه تجربیاتی در این باره
دارم؟ از کجا متوجه شوم که این اطلاعات درست است؟
6-
هر تفکر به استنتاج و ایجاد یک معنی منتهی می شود. بدون فهم این استنتاج ،
درک تفکر امکان پدیر نیست : چگونه به این نتیجه رسیدم؟ دلایلم چه بود؟ آیا
نتیجه جایگزینی هم وجود دارد؟
7-
اندیشه ها از به کارگیری مفاهیم بوجود می آیند. بدون درک این مفاهیمی که
اندیشه را شکل داده اند نمی توان آن اندیشه را درک کرد : اصلی ترین ایده ای
که مبنا قراردادم چیست؟
8-
هر اندیشه ای در بستر یک سری فرضیات رشد می کند. این فرضیات و آنچه که از
پیش به عنوان درست پذیرفته شده است را بشناسید : دقیقاً چه فرضیاتی را دارم
و چرا آنها را درست فرض کرده ام؟
9- هر اندیشه به نتیجه و پیامدی منجر می شود که شناخت آن برای درک اندیشه لازم است
10-
هر اندیشه در راستای یک زاویه نگاه شکل می گیرد. بدون شناخت این زاویه
نگاه ، نمی توان آن را درک کرد : از کدام زاویه نگاه به موضوع می نگرم؟ آیا
زاویه نگاه دیگری هم هست که باید آن را در نظر داشته باشم؟